![]() با رالها هر که خواند داخل این وبلاگ را ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری بارالها توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشیو موضوعی
یوسف زهرا
راز گنج پنهان دعای فرج گفتگوئی در لحظاتی ناب انتظار باید کشید اعتقادبه وجود مصلح جهانی او می آید شرط آن همت ماست اتحاد ملی وانسجام اسلامی عوامل اتحاد وعوامل اختلاف تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است وحدت در نهج البلاغه محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند آیین پیامبر اسلام قبل از بعثت پیامبر وشرایع پیشین پیامبر والهام غیبی امام حسین ونماز ظهر عاشورا کیفیت عطش و تشنگی در کربلا فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع) انس با مام حسین (ع) در مقابل انس با دنیا عربت های عاشورا آثار و نتایج نهضت عاشورا سفارش علامه امینی بر مداومت زیارت عاشورا شهید حاج همت شهید مهدی باکری سفر به سرزمینی از جنس نور کمربندهاتان را ببندید آب به رنگ خاک راز ونیاز با معبود منطق شهید با بچه های تفحص اشعاری از امام حسین (ع) یاد کنیم شهدا را با ذکر صلوات قدس منتظر باش ما می آئیم سفر سرب شهید سید مرتضی آوینی دارا و سارا انتفاضه الاقصی دلایل جنگی یهود با فلسطین علی (ع) و نقش او در ایجاد وحدت مبادا صبرت تمام شود علت سرگردانی انسان امروز عدل و عدالت خیر در برقراری اتحاد آثار وبرکات زیارت عاشورا انفجار نور امام خمينى در كلام شهيدان امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) ويژه نامه رحلت پيامبراسلام ص وشهادت امام حسن ع به سوی دفاع از خریم ولایت رای می دهم جستجو
پیوندها
گل رز
مدرسه علمیه حجت(عج) موعود رئیس جمهور وقت دانلود کردن نرم افزار کارت پستال وارسال آن امام علی (ع) کجائید ای شهیدان خدائی یارم منتظره اسلام ناب 8آذر استاذنا دیار رنج مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه ها می نویسند
شهید سید مرتضی آوینی اي حجت خدا ما عاشقان لقاءالله هستيم و آمادهايم تا خون خويش را در راه شما كه راه حق است نثار كنيم ما نيز فردا همراه شما راهي كربلا خواهيم شد». آن روزها اگر در تاريخ ميخوانديم كه در زمانه حاكميت حكام جور دست زوار كربلا را در ازاي زيارت قطع ميكردند و با اين همه هرگز زيارت كربلا تعطيل نشد، امروز تاريخ صحنههايي بس عجيبتر را به خود ميبيند». پس برادر اگر شوق پرواز داري و زيارت حق را ميجوئي به پاخيز. چكمههايت را بپوش رهتوشهات را بردار و هجرت كن امام حسين (ع) در صحراي كربلا انتظار تو را ميكشد. تكليف ما را حضرت سيدالشهداء (ع) تعيين فرموده است و چشمه جوشان خون مبارك او منشاء حيات رضواني انسان و همه آفرينش است. شريان قيام ما نيز به قلب عاشورا ميرسد |+| نوشته شده توسط z.j در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 2:3 بعد از ظهر
امام حسین (ع) وقتی که می آمد به طرف کربلا ، اشعاری را با خودش می خواند که نقل شده پدر بزرگوارشان هم همین اشعار را گاهی می خواندند ؛آن اشعار این است: فان تکن الدنیا تُعد نَفیسه فَدار ثواب الله اعلی و اَنبَل وان تکن الاموال للترک جمعها فما بال متروکٍ به المرء یَبخل وان تکن الابدان للموت انشات فَقَتل امرء با لسَّیف فی الله اَجمَل اگر چه دنیا زیبا و دوست داشتنی است دنیا آدم را به طرف خودش می کشد. اما خانه پاداش الهی ، خانه آخرت خیلی از دنیا زیباتر است، خیلی از دنیا بالاتر و عالیتر است. اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت ،پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند؟ واگر این بدنهای ما ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود ؟ برگرفته شده از کتاب قیام و انقلاب مهدی (ع) از استاد شهید مرتضی مطهری (ره) |+| نوشته شده توسط z.j در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 7:3 قبل از ظهر
پروردگارا شهدای ما را با سید الشهداء محشور فرما (امام خمینی ره)
اکبر به دیدبانی اعمال ما مشغولند.
می دهند.
|+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 10:29 بعد از ظهر
شعری از شهید سید مجتبی علمدار
ای کاش در دل ذره ای شور نوا بود. احوال مابه حالت نی همصدا بود. ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد. این نامرادی شیوه مردم نمی شد. ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد. در جبهه یا زهرا مرا برباد می داد. امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم . حال و هوای لحظه های جنگ دارم. فرسنگها دورم زوادی محبت . با یکدل خسته زنیش سنگ تهمت . مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته . از بخت بد درب شهادت گشته بسته . من ماندم و شرمندگی از روی یاران . من ماندم و متن وصیتنامه پیر جماران. من ماندم وشیطان نفس و جنگهایش . من ماندم و شهر گناه و رنگهایش. داغی به روی داغهای دیگرم شد . از آنچه می ترسیدم آخر برسر شد. از زرق وبرق شهر خود نیرنگ خوردم. آن معنویتهای جنگ از یاد بردم. خود را به انواع گنه آلوده کردم. در راه ناحق کوشش بیهوده کردم. از دفتر دل نام الله پاک کردم. دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم . اکنون پشیمان آمدم با این تمنا. یا رب کرم کن جرم وعصیانم ببخشا.
|+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 5:10 بعد از ظهر
یاد کنیم شهدار ا باذکر صلوات مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن وفانی شدن وپرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند وآسایش بیابند وکار خویش را انجام دهند، آری ،شهدا شمع محفل بشریت اند؛ سوختند ومحفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می ماند هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه دهد. استاد شهید مرتضی مطهری آیا به نظر شما این گونه نیست ؟بیائیم کمی فکر کنیم. |+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 3:52 بعد از ظهر
آبی به رنگ خاک راه باز است ، معبرها پاک شده اند ، لابه لای سیم خاردارها ، پلاک ها چشمک می زنند وشهدا هنوز ایستاده اند وبا سرانگشت وفا، نقطه رهایی را نشان می دهند . خط هنوز شکسته نشده است ، کوله پشتی بسیجی ها لب خاکریز نشسته است ، فرمانده فریاد می زند : سنگر بکن ای برادر ، امروز هم روز جنگ است ، امروز ام قلم ها ،سر نیزه های تفنگ است ، امروز میدان معنا ، خودعرصه کارزار است ، هر واژه ای یک گلوله ، هرجمله ای یک تفنگ است ، قلم هایی به عدد اراده ها ... باید دست به کار شد اینجا مجنون است ، جزیره عاشقان ، صدای فرمانده از لابه لای نیزارها تا اعماق تاریخ می رسد « اگر ماندید ، بنویسید ، حقانیت و مظلومیت این بچه ها را » |+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 7:5 قبل از ظهر
سفر سرب باروت با انفجار چاشنی ته پوکه ،آتش گرفت وگاز آن آزاد شد.آتشفشان جهنم درون پوکه،فشنگ را ازجای کند واز جان لوله ی تفنگ M16-A بیرون راند. مرمی سربی فشنگ، به ریل خان های لوله ی تفنگ افتاد و رانده شد. تنگنای لوله ،سرب غلتان را می فشرد و ریل خان ها او را به چرخش جهت می داد. به ناگاه از لوله بیرون شد وبی اختیار ، در آسمان چرخید ورفت. سرب سرخ، بدور خود می چرخید و زوزه کشان هو ا را در می نوردید وبه جلو می تاخت ؛سرعت! نیاز به محاسبه نبود. مسافت ! 10 متر – 100متر- یا...چه اهمیتی داشت !! به ناگاه آن سرب گداخته به هدف رسید؛ پارچه ونسوج آن را پارید. به پوست رسید ،از آن گذشت ،به استخوان سختی برخورد، آن را نیز شکافت ،خیالش راحت شد که از صدر صندوق گذشت : این صدر در طول سال ها، چقدر ضیق وشرح یافته بود! به قلب که رسید آن را گداخت ؛هرچند ،قبلاً بارها سوخته بود وتعدد داغ ها،پیکر آن را خالدار ساخته بود. بوی قلب سوخته برخاست ،اما سرب گداخته نایستاد.گذشت. به پرده ای برخورد کرد،پلک فواد بود.گشوده شد. سرب، در پهنه ی پرتوی از نور چشم آن،قِل خورد. به درون رسید. شدت نور مشعشع آنجا، سرخی آن سرب را همچون حفره ای تاریک می نمایاند :سیاه چاله! به ناگاه توده ی نوری که از آنجا خارج می شد ،از اونیز عبور کرد: دلی بود، که جست .از قفس رست. سرب ،حیران وسرگردان ،سرد شد وگم رفت. توده ی نور، دور و دور و باز هم دور ،رفت تا دور! دوری اما نزدیک . ماند،تاریکی و،نعشی نقش بر زمین وسربی سرد وسفت ،مانده در توده ای گوشت و رگ وپی! قطره ای خون ،برخاک چکید و جارید . نور اما ،به افلاک رهید و پرتوید :که « ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ،بل احیاء عند ربهم یرزقون» فکر نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند ،بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می خوردند . |+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 6:27 بعد از ظهر
کمربندهاتان را ببندید ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است . ما می گوییم تا شرک وکفر هست ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ، ما هستیم . ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم . ما تصمیم داریم پرچم « لا اله الا الله» را برقلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزار در آوریم .پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام ! و ای نیروهای مردمی ! هر گز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را . با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری نا چیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسراء، مفقودین و معلولین ماتوجه داشته باشند که هیچ چیزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است . فرزندان شما در کنار پیامبر اکرم (ص) وائمه اطهارند .پیروزی و شکست بر آنان فرقی ندارد . امروز ، روز هدایت نسل های آینده است .کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز ، روزی است که خدا این گونه خواسته است ودیروز خدا آن گونه خواسته بود وفردا ان شاء الله روز پیروزی جنود حق خواهد بود . ولی خواست خدا هر چه هست ، ما در مقابل آن خاضع ایم و ما تابع امر خداییم وبه همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم پیام امام خمینی (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه |+| نوشته شده توسط z.j در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 ساعت 12:30 بعد از ظهر
با بچه های تفحص سومی گمنام بود. بهمن سال هشتاد فکه بودیم . سیزده روز بود خبری نبود یه نیت پنج تن رفتیم تا بعد از ظهر پنج شهید پیدا کردیم .یکی گمنام وچهار تا با هویت .وقتی رسیدیم مقر ، یکی پرسید(به کی توسل کرده بودید؟) گفتم به پنج تن . گفت: چندمی شهید گمنام بود؟ جا خوردم گفتم: سومی حضرت زهرا(س) هم سومین آل عبا بود . ایام نوروز بود، خانواد ها برای بازدید می آمدند طلاییه .کار گیر کرده بود وما شرمنده خانواد های شهدای مفقود بودیم. شب ولادت امام رضا(ع) مقر بچه های لشکر 31 عاشورا جشن بود.آخر کار ناگهانی متوسل شدم به آقا ابوالفضل (ع). مجلس با صفایی شد. صبح بچه ها گفتند: به نام آقا ابوالفضل(ع)برویم. گفتم: روز ولادت امام رضا(ع)! گفتند دیشب حال داد. امروز هم از ابوالفضل عیدی می گیریم . نشستم پشت بیل. شهید پیدا کردیم ، اسمش « ابوالفضل خدایار» بود بچه کاشان ، از گردان امام محمد باقرع) گروهان حبیب . حسابی ذوق زده شده بودیم . به بچه ها گفتم :« اگر شهید دیگری به نام ابوالفضل پیداشد طلاییه گوشه ای از حرم عباس(ع) است.» کا را دوباره شروع کردیم چند بیل زدیم بچه ها ریختند داخل گودال فریاد زدند : یا ابوالفضل. پریدم پایین .دیدیم دست یکی از بچه ها ،یک دست بریده است از محلی که دست افتاده بود آب زد بیرون .فکر کردیم قمقمه است قمقمه اش خشک خشک بود. آرام آرام شهید را بیرون آوردیم هویت پلاکش را استعلام کردیم .اعلام کردند : شهید ابوالفضل ابوالفضلی گردان امام محمد باقر(ع) گروهان حبیب » گفتم : اینجا خود حرم ابوالفضل عباس (س) است. |+| نوشته شده توسط z.j در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 ساعت 10:33 قبل از ظهر
بعد از رحلت پيامبر(ص) در اثر گذشت زمان و دسيسه هاي منافقان در دين و بوسيله بدعتها و كجرويهاي آنان ، دين رسول خدا(ص) از مسير اصليش خارج شد و احكام و حدود و قوانين اسلام به فراموشي سپرده شد. . چنان كه پس از رحلت پيامبران الهي ، مردمان هواپرست كه دين را وسيله اي براي نيل به مطامع حيواني خويش ديده بودند با ظاهر فريبي ، اوصياي انبياء را خانه نشين كردند و اكثر تلاشهاي پيامبران را كم ثمر نمودند. باري تمدن صالح و پايدار آيندة جهان زماني آشكار مي شود كه بشرّيت از تجربه ها و آزمونهاي ناموفّق تمامي راهها و روش هاي مختلف و ادعاهاي واهي مكاتب گوناگون به ستوه آيد و همگان باور كنند كه اين قوانين و تكاليفي كه مكاتب با ديدگاههاي واهي خود براي بشرّيت تعيين كرده اند هرگز نمي توانند سعادت مطلوب را براي بشر به ارمغان آوردند انسان سرگردان اين عصر به خاطر تشنگي فراوان روحي جهت دستيابي به پايگاهي استوار و جاويد هر روز به سويي سر مي كشد و ليكن چون به سر چشمه حيات دست نمي يابد ، مردابها و گندآبها نه تنها تشنگي او را رفع نمي كند ، بلكه بر بيماريهاي روحي و جسمي او نيز مي افزايند. آلن پيتون متفكر معاصر مي گويد : «هزاران سال است كه سپيده سر زده و هرگز خطا نكرده است. امّا اين كه چه هنگام سپيده راستين سرزنده - سپيده دم آزادي ما از ترس و اسارت ترس - اين يك راز است»[1] ولي خداوند وعده داده كه دين حق را ظاهر و آشكار مي سازد در آنجا كه مي فرمايد : «لِيُظْهِرَه عَلَي الدِّين كلّه»[2] و به (رسول خدا) وعده دادي كه دينش را بر تمام اديان عالم برتري و غلبه مي دهي هر چند مشركان خوش نداشته باشند.. و همچنین خداوند چنين اراده فرموده : كه در آيندة جهان ، آيين برگزيده اش ، كه توسط برگزيده سفيرانش حضرت مصطفوي(ع) به جهانيان اعلام شده است ، دين زمينيان و آسمانيان گردد. و راه و روش حضرت مرتضوي (ع) مسير بندگي خدا شود و فرامين امامان پاك از نسل فاطمي(ع) دستورالعمل همگان شود و نداي (اشهد انّ علياً ولي ا...) در كنار شهادت به وحدانيت ايزد منان و رسالت پيامبر مصطفي(ص) در همة مأذنه هاي جهان طنين انداز شود. ديگر از لات و عزّي نشاني نماند و ياد جِبتُ و طاغوت به فراموشي سپرده شود. واین تنها توسط یکی از فرزندان خود رسول اکرم (ص) یعنی مهدی موعود (ع ) تحقق پیدا خواهد کرد. باري مهدي(عج)در زمانی که ظهور کند دلهاي مردمان را با ساحت ايزدي پيوند خواهد داد. و ياد خدا را در قلبها زنده خواهد كرد ، مردمان را خدا ترس خواهد نمود ، انسانها را پاي بند والاييهاي اخلاقي خواهد كرد كه ديگر دروغ نگويند ، زشتي بجا نياورند ، ريا و تزوير نكنند ، مال ديگران را چپاول ننمايند، به زير دستان ستم روا نكنند ، حقّ پدر و مادر را ، پاسدارند ، با فرزند درشتي نكنند و به آنان ناسزا نگويند ، آنچه را براي خويش نمي پسندند براي ديگران نپسندند. اصلاً مهدي(عج) خردها را زنده مي كند و عقلها را كمال مي بخشد ، چنان كه امام باقر(ع) فرمودند : «هرگاه قائم ما قيام كند دست (مبارك) خويش را برسر بندگان قرار مي دهد و به موجب آن عقلهايشان متمركز مي گردد و اخلاقشان كامل مي شود.»[3] |+| نوشته شده توسط z.j در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 7:31 بعد از ظهر
او می آید شرط آن همت ماست
و می آید شرط آن همت ماست...
شیعه ها همه با هم دعایی بکنید . جان زهرا هر هفته صدایم بکنید. به خدا خسته شدم،غربت وتنهایی بس هم ناله شویدبخواهید ازخدا وازغربت رهایم بکنید شیعه ها پس غیرت هایتان کجاست. این همه ابراز امت می کنید،وفاهایتان کجاست . هرهفته چشم من هست درپی ناله های فرج آه صد افسوس ،بگوئید دعاهایتان کجاست. کاش می شد اقلیت ها دعایم بکنند . حیف که کسی نیست بشناساند مرا برامتی اگر نمی خواهید دعایی برفرج مابکنید پس دعا کنید خدا بیافریند شیعه ای وازنوخلقتی آری حتماً باور داریم که محمد(ص) رسول وفرستاده خداست وعلی (ع) هم جانشین پیامبروولی خداست وباور داریم هرآنچه که این بزرگواران فرموده باشند فرموده خداست. آیا تاکنون فکر کرده ایم که شخصی بنام مهدی صاحب الزمان (عج) از نسل این بزرگواران وبه عنوان حجت ، کامل خدا بر روی زمین ،روزی پرده غیبت را کنار زده وپرچم عدالت را بر روی زمین برافراشته خواهد کرد واین اتفاق زمانی خواهد افتاد که همه مادست در دست با تمام وجود دعا کنیم وانتظار آمدنش را هر لحظه برخود ببینیم. آیا اینگونه مسائل راکه باور داریم تابه حال دعایی،حرکتی ،نیتی ،یا قیامی به نحو این بزرگوار انجام داده ایم یا در زمان گرفتاریها به یاد او افتاده ایم؟ بیاییم کمی فکر کنیم که چرا غیبت آن حضرت به تاخیر افتاده است ،علت چیست؟ مگر ما شیعیان آن حضرت نیستیم ؟ چرا پس برای ظهورش هیچ گونه تلاشی وحرکتی نمی کنیم ؟ مگر نه این است که اگر هرچقدر او دیرتر بیاید ما گرفتارتر خواهیم شد. پس چرا...؟ جواب شما براین سئوالها چیست ؟ |+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 7:1 بعد از ظهر
عدل ، نقطه ای است که شاهین ترازو در آن جایگیر می شود تا دو کفه بر خط تساوی مستقر شوند. عدل، نقطه ثقلی است که در آن نقطه، همه پهنای اشیاء به هم می رسند تا بی هیچ اعوجاج وکجی تعادل رابه نمایش بگذارند عدل، خال ثابت میان همه روزها، هفته ها، ماهها وفصلهای سال است ،آنگاه که طول شب و روز یکیست . عدل، نقطه استقرا ر خورشید در وسط آسمان است وقتی که همه سایه ها زیر پا می افتند وشبحها وشبها ناپدید می شوند عدالت،همه معنای خود را از نقطه عدل می یابد چنانکه ظلمت وامدار نقطه ،ظلم است وهمه درهم ریختگیها ،آشوبها ،بحرانها ،تاریکی ،جهل وتباهی هیچ شی ای بی نقطه ،عدل برقرار نمی ماند .هیچ سیاره ای ،هیچ منظومه ای وهیچ کهکشانی ،هیچ انسانی ،جامعه ای ،جمعی وجماعتی . هیچ چیر در عالم استحقاق ماندن نمی یابد الا آن که در نقطه عدل استقرار یافته باشد.چنانکه راز همه ماندگاری همه بودن در این نقطه است. نقطه عدل عین عدل است ظهور عدالت است مسمای اسم عدل است. در کلامی راز عالم وجود این نقطه ساده است که از فرط وضوح وآشکاری از چشمها نهان مانده است . زمین وزمان در او و با او معنی می یابد چه این نقطه در فرادست همه عوالم ملکی و ملکوتی چون قطبی و میانداری ،توازن وتعادل رابرقرار ساخته است. این نقطه حجت بودن ودوام است دلیل قرار ومدار است. شاید از همین روست که فرموده اند :« اگر حجت نبود زمین اهلش را می بلعید» یا زمین با همه اهلش فرو می رفت وبلعیده می شد.خورشید را از میانه « منظومه شمسی» بردارید تا دریابید که بی شمس تا بنده این منظومه هیچ است وهیچ. نقطه عدل را رها کنید تا بناگاه شاهد همه درهم ریختگی ،همه ظلم وهمه ظلمت شوید عدالت را ونقطه عدل عالم را جستجو کنید در آن مستقر شوید تا شاهد بزرگ همه آمدنها ورفتنها گردید وامام زمان ، مهدی موعود ،نقطه عدل عالم ملک و ملکوت وظهور تمام قد عدالت است که بی او هیچ چیز معنی نیم دهد.وبا او همه چیز مقصد و ماوا می یابد. امام علی (ع) می فرمایند: هنگامی که امام غائب از نسل من از دیده ها پنهان شود مردم خیال می کنند حجت خدا از میان رفته و امامت باطل شده است سوگند به خدای علی در چنین روزی حجت خدا در میان آنهاست ، در کوچه وبازار آنها گام بر می دارد وبرخانه های آنها وارد می شود ،در شرق وغرب جهان رفت وآمد می کند و گفتار مردم را می شوند ،در اجتماعات آنها وارد می شود وبه آنها سلام می کند او مردم را می بیند ولی مردم او را نمی شناسند تا روز معین ووقت مقرر که جبرئیل میان زمین وآسمان ظهور او را اعلام کند .[1] |+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت 6:18 بعد از ظهر
|